صفحه اول | سوالات متداول | سایت های مربوط | English
|  www.we-change.info  
 
 

سخن عشق
روجا بندری

چند سال کوتاه ازدواجم به من یاد داده که در دعوا با یک دوست مساله درست و غلط وجود ندارد. به جای آن مساله فقط عشق است و آزرده نکردن یکدیگر. بنابر این حل مسایل نیز ساده است چون اصلا بحث بر روی درست بودن یا نبودن یک عمل نیست بلکه مساله این است که آیا کاری کرده ام که طرف مقابل را برنجانم؟ آیا اگر او را رنجاندم غرورم به من اجازه می دهد که از او معذرت بخواهم (حتی اگر فکر کنم کارم به خودی خود غلط نبوده)؟ آیا اگر از او رنجیدم به عشق او شک می کنم؟ آیا اگر رنجیدم لای در را باز می گذارم تا بتواند یک قدم به سمت من بردارد یا هر چه از دهنم در آمد به او می گویم و سعی می کنم تا حد ممکن رنجشم را با رنجاندن او تلافی کنم؟

در بحث های مطرح شده در کمپین هم علاوه بر بحث های تئوریک به نظر من مشکل اصلی حاصل رنجش و ناراحت کردن یکدیگر است. اصلا هم پیچیده نیست و باید ببینیم که آیا عشق پیروز می شود یا فراموش

---------------------------------------

در این میان هدفم این است که نگاهی داشته باشم به تاثیر احتمالی این اختلافات در میان فعالینی که ساکن تهران نیستند و یا فعالانی که در تهران هستند ولی درگیر اختلافات نمی باشند. هدفم این نیست که فعالین خارج از کشور را با شهرستانها در یک کاسه بگذارم زیرا هر گروه شرایط خاص و چالش های خاص خود را دارد ولی از یک لحاظ نقطه مشترکی می بینم و آن دوری از فعالین تهران است. ما در کالیفرنیا واقعا بی دریغ از روز اول برای کمپین فعالیت کردیم. در واقع با کمپین توانمند شدیم و به فعالان داخل کشور هم کمک کردیم چه با ترجمه مطالب چه با نوشتن در سایت ها و چه با جمع آوری امضا از جمعیت بزرگ ایرانی که در اینجا زندگی و کار می کنند. خاصیتی که کمپین داشت این بود که با وجود داشتن یک اسکلت مشخص (که اهداف کمپین، بیانیه آن و روش چهره به چهره بود) آزادی عمل فراوانی را به ما می بخشید و به ما اجازه می داد که کار جمعی را تمرین کنیم و ایده های نو و روش های خلاق و جدید را عملی کنیم. ما در این همکاری با تعدادی از فعالین کمپین (که بعضی اکنون در دو گروه مختلف هستند) در تهران ارتباط داشتیم. به آنها کمک کردیم و از آنها انرژی گرفتیم و واقعا از پشتیبانی بی دریغ آنها استفاده کردیم. مهمتر از همه این بود که با تک تک آنها احساس همبستگی کردیم. نه دو نفر نه چهار نفر که با تک تک افرادی که مقاله ای از آنها خوانده بودیم در دل خود دوستی برقرار کردیم. در مصاحبه با مطبوعات خارج از ایران همیشه حفظ امنیت فعالان داخل کشور اولین اولویت مان بود. هیچ وقت درخواست یا خواهش کمکی از فعالان را رد نکردیم وهمیشه تلاشمان بر آن بود که تا جایی که از دستمان بر می آید با آنها همراه باشیم. هرگز هم علاقه ای به وارد شدن در اختلافات احتمالی را نداشنیم. شاید این به ظاهر ساده لوحانه به نظر برسد ولی از نظر شخص من ساده لوحانه نیست. ما اینجا نیامده ایم که حق را از نا حق جدا کنیم و مقصر را پیدا و رسوا کنیم . ما آمده ایم که در وقت بسیارکوتاهی که در این دنیا داریم برای یک هدف تا جایی که بتوانیم تلاش کنیم و نه تنها جامعه مان بلکه خود را نیز بهتر کنیم. اکثر ما 12 نفر در کالیفرنیا قبل از کمپین همدیگر را نمی شناختیم و از نظر شخصیتی یا علایق مان هم با یکدیگر متفاوت هستیم ولی طی یک سال و نیم تلاش به طرزی بسیار خوب با یکدیگر کار کرده ایم و این همه به خاطر کمپین یک میلیون امضا بود

الان که بحث ها مطرح شده اند و مشکلات میان عده ای از فعالان تهران علنی گشته اند می خواهم یادآوری کوچکی بکنم درباره نقش کمپینی های دور از تهران و حتی کسانی که در تهران هستند ولی در این بحث ها شرکت ندارند. شاید این بحث ها احساس دلسردی به بعضی فعالان بدهد. بدتر از همه شاید این حس را به ما منتقل کند که اصلا ما نه سر پیازیم و نه ته پیاز و در حقیقت سرنوشت حرکت در تهران و در میان عده ای خاص رقم می خورد. ولی می خواهم این را تاکید کنیم که این طور نیست. خوشبختانه تمام تلاش هایی که برای افقی بودن کمپین انجام شده بی ثمر نبوده و اصولا ساختار این حرکت طوری است که هر کسی به طور مستقل وسیله ای دارد که توانایی های خود را بالفعل کند. در این مدت گروه های بسیاری در حمایت از کمپین شکل گرفته اند و با این که فعالیت کمپین در تهران و علی الخصوص فعالان قدیمی تر را دنبال می کنند ولی با این وجود روی پای خود ایستاده اند و اگر فردا همه افرادی که در این بحث ها هستند نیز از کمپین جدا شوند اعضای دیگر و شاید به ظاهر کمرنگ با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و کمپین را (شاید با تحمل سختی های بیشتری) به جلو می برند. منظورم از این حرف صحه گذاشتن بر بحث های تئوریک این طرف یا آن طرف نیست و صرفا می خواهم به خودمان یادآوری کنم که کمپین چیزی فراتر از تک تک افراد یا گروه هاست. مطمئن هستم که بسیاری از فعالان کمپین این قدرت و انرژی بزرگ را حس کرده اند

من این اعضای کمپین در تهران و علی الخصوص فعالان قدیمی حقوق زنان را در حل کردن مشکلات بین خودشان مسوول می دانم و حل این اختلاف را وظیفه آنها می دانم. از ته قلب دست همه این فعالان را می فشاریم و با آنها همراهیم ولی حتی یک لحظه فکر نمی کنم که نتیجه این کشمکش ها می تواند سرنوشت فعالیت ما در حرکت زنان را تعیین کند و این را برای کسانی می نویسم که شاید به خاطر این بحث ها از فعالیت دلسرد شوند.